AsraAsra، تا این لحظه: 12 سال و 10 ماه و 5 روز سن داره

غࢪوب آفتاب؛

گفتآ ز که نالیـم؟ ڪه از ماسـت که بࢪ ماست

The End

1404/4/19 12:40
نویسنده : اسࢪاء|Asra
207 بازدید
اشتراک گذاری

بالاخره تموم شد آزمونننن.

البته به شدت نگرانم،سر دفترچه اول کم مونده بود گریه کنم چون واقعا فکر میکردم کم زدم😕آزمونش شبیه مال پارسال بود،یکی از مراقب ها هم به یکی از دوستام گفته بود آزمونش سخته ۱۰ تا درست یا چندتا بیشتر درست بزنی هم قبولی،البته امیدوارم اینطور باشه🤷🏻‍♀️

نتایج هم شهریور ماه میاد...

پسندها (6)

نظرات (7)


19 تیر 04 12:52
خداروشکر امیدوارم هرچی به صلاحته پیش بیاد.
اسࢪاء|Asra
پاسخ
ممنونم🌱)))
سایهههه،امروز بعد از آزمون بزور گریه نکردممم
اومدم برم نقاشی کنم حالم بهتر بشه،طرح رو خراب کشیدم بدتر عصبی شدم،بعدش یکی هم اومد دلداریم بده،خیلی زیبا و عالی اون اندک امیدمو به فنا داد،بعد با مامانم که حرف میزد بهش توصیه میکرد چجور رفتار کنه من ناراحت نشم،منم که کلا از صبح نشسته بودم ببینم درصد قبولی و اینا چی به چیه،اونقدر بدتر بهم میریختم که خانواده ام میگفتن بسه دیگه تموم شد رفت،میخوام برم تو غار زندگی کنم،این وضعیت بعد آزمون بدتر از قبل از آزمونه...
🌼 نوشین 🌼🌼 نوشین 🌼
19 تیر 04 21:24
به سلامتی 😍 نگران نباش انشالله که همه چیز خوب پیش میره🌺
اسࢪاء|Asra
پاسخ
ممنونم نوشین جان)دعا کن همه چیز خوب پیش بره،خیلی استرس دارممم

20 تیر 04 8:12
اخ این مامان من بعد ازمون کلیی دعوام کرد که اینجوری نمیشه رفتار کنی و درس بخونی (چون خدایی من اون اوایل اذیت میکردم  نمی خوندم و...بعدش دیگه سرم خورد به سنگ و جدی گرفتم...) (تازه گفته بودم بعد ازمون چیزی نگو بهم اونم گفته بود مگه بیکارم ؟🙃🙃) بعد منم مریض بودم حالم خوب نبود بعد اون فامیلمون که ادم بسی پستی است میومد  مامانم نقل قولای اونو برام میگفت که گفته سولای ۴۱۲ باید شماره یکان رو در دهگان ضرب میکردی ...(بعد ۴ سال هنووز یادمه ) (مامان جان تو طرف منی با اون؟)....منم اصلا بیخیال داشتم ویولن میزدم ! اخرش که دیگه اخر شب داشتم شام میخوردم حالت تهوع داشتم و دستام سر شدن بعد گفت عادیه منم کنکور دادم همین بود ! تازه همون شب گفت بیااا وسایلتو
جمع کن بدوووو .... بعد چون عروسی دعوت بودیم زیاد ذهنم درگیر نبود فقط به مدل لباسم فکر میکردم (خودمونیما خیلی اون عروسی خفن شده بودم 😅😅🤭)
من به تو ایمان دارم راه درستی رو پیش میری.... اون مدرسه با جوش به تو میسازه ...
 
اسࢪاء|Asra
پاسخ
ولی من اتفاقا برعکس تو بودم😅اونقدر پشت میز و لپتاپ و کتاب نشسته بودم،که وقتی شب میخواستم بخوابم ستون فقراتم به کل پودر میشد😂😕سر تعویق افتادن آزمون هم خانواده من که خیلییی سختگیرن به بیشتر تست زدن و این چیزا،میگفتن بسه دیگه،چون خیلی استرس شدید و کلافگی داشتم.خوش به حالت چطور اونقدر ریلکس بودی؟😿 من در کل اضطراب و استرس و عصبانیت و غم و اندوه بودم و فعلا هستم با کمی انسان.
تو کلا تو همه جا خفن میشی😺
ولی کلا امیدمو از دست دادم،اگه نتیجه نده کل اون همه تحمل کردن اتفاقات وحشتناک فقط کار بیهوده بوده،اینکه یکسال نه ورزش کردم،نه با خیال راحت خوابیدم،نه تونستم کتاب بخونم،نه هیچ کاریو بدون استرس انجام دادم...
اون همه من تلاش کردم که نمره منفی کم بزنم،اون همه معلمم تاییدم کرد و تعریف کرد،اگه اون یکسال تلاش و دو سه سال استرس نتیجه اش مثبت نباشه،چه فایده ای داره؟دلیل قانع کننده هم که نیست بگیم حالم بد بوده و فلان و بهمان... فقط میشه گفت قسمت نبوده،خدا نخواسته،صلاح نبوده.
درسته من شاید اولش خودم نمیخواستم که واسه آزمون بخونم،خانوادم گفتن که شاید یه شانسی داشته باشم،ولی تو راهش قرار گرفتم،دیگه کم کم هدف خودمم شد،اگه قبول نشم شاید بگم مهم نیست دیگه،من تلاشمو کردم نشد،ولی خودمم خوب میدونم خیلی مهمه،حتی اگه هیچ کس چیزی نگه و فقط بگن چیز مهمی نبوده،من خودم برچسب بی لیاقت بودن و میچسبونم به خودم.

20 تیر 04 8:12
تازه الان هر روز از جلو حوزه ازمون رد میشم و اونجا رو میبینم ... 
اسࢪاء|Asra
پاسخ
حوزه آزمون ما یکم دور بود،فکر نکنم دوباره ببینمش😅

20 تیر 04 8:14
وای مامان من پشتیبانمون گفته بود یه لباس خیلی عادی و ساده بپوشید برداشته مقنعه کلاس چهارم (بسی کوتاه و کرمی رنگ !! و پر امضای همکلاسیام !!) با مانتو یه سال پیش (مجددا از رو رفته ) داده بود منم گیج حالیم نشده بود...حالا  خودش بعد اینهمه سال منو سوژه میکنه 😪😪💔😅😅
اسࢪاء|Asra
پاسخ
آخ آخ،مادر است دیگر😂😃

20 تیر 04 15:11
چند سال بعد اون تیکه اخر پیامت که به خودت میگی اگه نشه میگی پس من بی لیاقتم جوری زمین می زندت که ندونی از کجا خوردی تازه همه اطرافیان با استفاده از اون می کشونن تورو پایین🙂
یه روانشناس و یک کتاب روانشناسی خوب از خیلی چیزا تو زندگی مهم تره خصوصا تو دوره نوجوونی و هورمون و هزارتا عامل منفی دیگه 
اسࢪاء|Asra
پاسخ
عجب...
روانشناس که هیچی،ولی کتاب روانشناسیو میخونم.
𝓽𝓪𝓷𝔂𝓪𝓽𝓪𝓷𝔂𝓪
21 تیر 04 2:57
موفق باشی..استرس نداشته باش..
اسࢪاء|Asra
پاسخ
ممنونم)