AsraAsra، تا این لحظه: 12 سال و 10 ماه و 5 روز سن داره

غࢪوب آفتاب؛

گفتآ ز که نالیـم؟ ڪه از ماسـت که بࢪ ماست

School story+what happened 1

زندگی یعنی: یک سار پرید. از چه دلتنگ شدی؟ دلخوشی ها کم نیست مثلا این خورشید ~ سلااااامی مجدد،خب حالتون احوالتون چطوره؟ از مدرسه بخوام بگم که خوبه میگذره خداروشکر،کلا دوتا دبیرمون منطقی و نرمال درس میدن یکی دبیر فیزیک یکی دبیر عربی،بقیه خودشونم نمیفهمن چه میکنن👎🏻 دبیر فیزیکمون خانم خیلیییییییییی خوبیه،نه بی دلیل محبت و شوخی میکنه نه بد درس میده نه اخلاق بدی داره،کاملا معلومه یه انسان با ذهنیت درست و تحصیلات مناسبه. سر امتحان های میانترم تلاشمو کردم  و نمیدونم چی میشه بقیه‌ش،توی مسابقات فرهنگی هنری یکی واسه نمایشنامه خوانی رفتم یکی واسه نقاشی با آبرنگ که فعلا بین من و یه هشتمی رقابته و شنبه با...
20 آذر 1404

دوره راهنمایی + فراز و نشیب ها

زندگی باید کرد،گاه با یک گل سرخ گاه با یک دل تنگ! ☆ خب سلام علیکم. مدرسه،از بعضی از آدماش بگذریم جای خوبیه... واقعا واقعا به درس شیمی علاقه مندم،هرچند کل بچه ها میگن سخته و ازش متنفرن،دبیرش هم خدایی آدم خوبیه!👍🏻 پارسال چقدر استرس نتیجه رو داشتم و خب تنیجه شد این،بازم خداروشکر... تو مدرسه آدمایی رو تحمل میکنم که دورو ان و خب با هیچکدوم کاری ندارم خوشبختانه،و آره اونقدر اعصابم این مدت خورد و خاکشیر شد که کلا با ذراتش یه روح و روان دیگه ساختم و یه آدم جدید به وجود اوردم،کاملا درونگراتر... و همه اینا مطمئنا تموم میشه،پس غمی نیست:) چندان اتفاقی نیوفتاده،البته بیشتر حوصله توضیح ...
8 آبان 1404

تیزهوشان!

بی هیچ مقدمه ای سمپاد قبول شدمممم... پ.ن:در حالی که یکی از عزیزان جوگیر ساعت ۱۲ شب از نتیجه مطلع شدن و مادر عزیز گرامیشون همون موقع استوری تبریک قبولیشو گذاشتن،ما در اون زمان توی خواب سپری میکردیم😃 و تازه من باز هم تاهمین چند دقیقه پیش خواب بودم؛به لطف پدر و مادر گرامی،از نتیجه مطلع شدن و من ناخوداگاه بر اثر صداهایی که بود چشمامو باز کردم و دیدم مامانم پشت لپتاپ نشسته بود و بابامم بالاسرش،منم که کنار دستشون رو تخت لالا بودم. دیدم مامانم داره میگه پذیرفته شددد،قبول شدههه،منم همونطور که حدس زدم بلهههه،من قبول شده بودممم.... ...
15 مرداد 1404
1