School story
امتحانات میانترم بدون فرجه(فقط پنجشنبه جمعه امتحان نداریم) اصلا شوخی قشنگی نیست. چطور در فاصله زمانی یک روز زیست و زمین رو جمع کنم آخه؟ فکر کنم خود مدرسه دل خوش کرده به تقلب کردن ما. این حجم از دلقک بازی رو تو چت باکس کلاس آنلاین تاحالا ندیده بودم،این سیرک نگارش تموم بشه اسکرین شاتش رو میذارم 🤝🏻 اینجا انشا یکی از دانش اموزای اون کلاس با انشا یکی از کلاس ما مثل هم بود و مشاهده میفرمایید... اینجا این جمله باعث یک جنگ جهانی شد،چون ۷۰۲ موقعی که میکروفونشون باز بود صدای اطرافشون میومد صدای خودشون نه و میگفتن نت ضعیفه. قسمتی کوچک از جنگ جهانی که نذاشت چیزی از نگارش بفهمیم،یه جاهایی د...
گاهی اشتباه
داشتم به یکی از دوستای مدرسه قبلیم پیام میدادم و صحبت میکردیم. یه کم دیدم فازش متفاوته. تا یه جایی واقعاً نگرانش شدم که چرا خودش رو درگیر چیزهایی میکنه که ممکنه بهش آسیب بزنه. بعد هم وقتی دیدم بحث داره منو هم درگیر میکنه، سریعتر تمومش کردم که درگیر اون فضا نشم. واقعاً باید از خدا کمک بخوایم که آدم رو به حال خودش رها نکنه… از خدا میخوام تو این سن و زمانه، ما رو در مسیر درست نگه داره و کمک کنه هر کسی که در اشتباهات گیر افتاده، نجات پیدا کنه. (و البته من هم پاک و بیگناه نیستم و گناهان زیادی دارم، اما بعضی چیزها واقعاً سنگین و زیانآورن.) ...
No subject
همونقدر که از یکشنبه ها خوشم میاد از دوشنبه ها متنفرم🤝🏻 نتایج پایش اومده و من چشم به راه اینم مدرسه نتایج رو تو کانال بذاره(حالا انگار چقدر هم پایش مهمه)🙄 ...
یادداشت های ماندگار(۱۴)
دردسرها
باید راجع به موضوعی که دبیر نگارش داده(صبح داده بود البته) یک پاراگراف بنویسیم😮💨 این دبیر هم همش میگه موضوع آزاده ولی موضوع پیشنهادی میده،تهش همه با اون موضوع پیشنهادی مینویسن. الان هیچی تو مغزم نیست،واقعا هیچی. موضوع پیشنهادی هم بهاره،اصلا دوست ندارم مثل بقیه بیام بگم بهار با نسیم گرمش فلان میکند بهمان میکند،شایدم نوشتم🫡 هنر هم که باید یه طرح دیگه بکشیم واسش،آخه من موندم تو حضوری ما نصف کارامون بر باد بود الان که مجازیه چه اصراری هست آخه🫠
یادداشت های ماندگار(۱۳)
تکه ای از فروردین:)
یادداشت های ماندگار(۱۲)
از فشارهای مدرسه
خب من به شدت از فعالیت های اضافه و اجباری گله مند هستم، از اول سال که خب باید یه مقاله حداقل ۱۵ صفحه ای راجع به یکسری موضوعات خاص مینوشتیم،جشنواره خوارزمی باید ثبت نام میکردیم در همه محور ها و انتظارات دبیران و کادر مدرسه معلوم نبود هرکی یه چی میگفت،مسابقات ادبی و شعر نوشتن رو داشتیم،باید ایده فلان و بهمان برای ساخت وسیله و برنامه نویسی میدادیم،باید واسه پایتون یه سری فعالیت ها انجام میدادیم،بعد باید مسابقات فرهنگی هنری شرکت میکردیم و کلاس هایی که واسه اون بود،حالا این هم حساب کنیم که هر پویش و مسابقه ای می اومد مهم نبود شرکت میکنی یا نه فقط باید ثبت نام میکردی،البته خیلی جاها مجبور بودیم اثر ارسال کنیم که نمی کردیم،بعد مسابقات پژوهشسرا ه...





